نویسنده کتاب: اوریانا فالاچی موضوع کتاب:
امتیاز

پنه لوپه به جنگ می رود
نویسنده : اوریانا فالاچی (۱۹۲۹- ۲۰۰۶ ایتالیا)
مترجم : ویدا مشفق
انتشارات : امیر کبیر
۲۱۶ صفحه

جوانا که جو صدایش می کنند از طرف رئیسش مامور می شود تا دوماهی را به آمریکا سفر کند تا ضمن تفریح و استراحت، بتواند موضوع و ایده جدیدی را برای ساخت فیلم جدیدشان به دست آورد. او سالها قبل وقتی که ۱۲ سال بیشتر نداشت، در خلال جنگ جهانی دوم با مرد بسیار جوانی به نام ریچارد آشنا شده بود. ریچارد و دوستش که دو سرباز آمریکایی بودند در خانه آنها پناهنده شده بودند و در مدت اقامتشان در آن خانه بود که جوانا عاشق ریچارد می شود. اما مدتی بعد خبر مردن ریچارد را به آنها می دهند. جوانا در سفر به آمریکا دوباره با ریچارد روبرو می شود تا مشخص شود که دوست ریچارد مرده بوده و خبر اشتباهی به آنها داده شده است. دیدار دوباره ریچارد در نیویورک باعث بوجود آمدن اتفاقاتی در زندگی جوانا می شود…

جملاتی زیبا از کتاب :

“باور کردنی نیست که چگونه زمان می تواند، خاطره موجودی را که همه چیز آدمی بوده است، کدر و حتی محو کند.”

“بودن چندان مهم نیست، مهم آن است که به دیگران بفهمانی که وجود داری.”

“عشقهای صاعقه وار هرگز عشقهای حقیقی و پابرجایی نیستند. عشقهای حقیقی همیشه از بی تفاوتی یا تنفر شکوفا می شوند.”

“مردها مثل جواهر هستند. قیمتشان زیاد است و مشکل می توان آنها را بدست آورد.”

“بدبختی در این است که آنهایی که شهامت خودکشی ندارند، شهامت زندگی کردن هم ندارد.”

“می بینی اجرای دستورهای انجیل چقدر مشکل است. به تشنه ها آب برسان، به گرسنه ها غذا بده و ناآگاهان را آگاه نما. چطور می توان از دستورهای انجیل پیروی کرد، در حالی که تشنه ها آب نمی خواهند، گرسنگان می خواهند گرسنه بمانند . ناآگاهان میل دارند در جهل مرکب باقی بمانند؟”

“گاهی فکر می کنم انسانهای خوب و یا بد وجود ندارند. فقط لحظاتی وجود دارد که طی آن ما خوب یا بد هستیم.”

“چرا مردم تا این حد در برابر رنج و دردی که جنبه جسمی ندارد، بی اعتنا هستند؟ اگر شکمت یا پایت درد بگیرد، همه سعی می کنند مهربان باشند و خدمتی انجام دهند. ولی اگر روحت لطمه ببیند، هیچکس کمکت نمی کند. برعکس با نظر خاصی نگاهت می کنند. گویی که رنج روحی چیزی شنیع یا مبتذل است. قدم بر می داری، به راحت ادامه می دهی و نمی دانی از چه کسی کمک بخواهی.”

“قبیله ای که انسان در آن زندگی می خواهد، کاری به کار قربانیان یا قهرمانان ندارد، قربانیان و قهرمانان، برخلاف جریان آب شنا می کنند. وجدان ساده دلان را می آزارند و دیوانه هایی به شمار می آیند که در دنیای عاقلان زندگی می کنند. اگر میخواهی باعث دلهره و وحشتشان نشوی، باید ساکت بمانی یا دروغ بگویی”

یک دیدگاه بگذارید.